هم سلولی...
من بیمار همان روزهایی شدم که تو تب داشتی مجنون همان خیابان هایی که تو به بن بست رفته بودی . سرگیجه ی من است بی درمان ......زندگی من است نقطه تاب می خوام از خدا زنده بودن نه برای نفرین...... تنها دلیلم تو را دیدن در اوج است ان بالا رسیدی نگاهم نکن /
نظرات شما عزیزان:
❥.FAR.❤.HAN.❥ + شنبه 23 فروردين 1394
/ 15:43 /